|
برخی کارشناسان در
سال گذشته از طرح تولید اطلاعات اقتصادی خانوارها انتقاد داشتند و
دلیل آنها این بود که امکان تولید اطلاعات کاملاً صحیح درباره
هزینه، درآمد و ثروت و بخصوص درآمد و ثروت وجود ندارد. البته قابل
قبول است که نمیتوان به اطلاعات صد درصد صحیح دسترسی پیدا کرد و
چارهای نیز برای گریز ازاین عارضه نیست.
در میزگرد ومصاحبه پخش زندهای در رسانه ملی در سال گذشته عرض کردم
که همین کارهای پژوهشی که درباره خط فقر، توزیع درآمد وثروت و
امثال آن تاکنون انجام شده همه متکی به اطلاعات طرح آمار گیری
نمونهای از 16 هزار خانوار هستند که همه ساله مرکز محترم آمار
منتشر میکنند که پرسشنامهاش نیز شبیه همین طرح جدید است.
ولی اگر دقت شود
در همین طرح نمونهای متوسط درآمدهای اعلام شده توسط خانوار که
ابزار علم این قبیل کارشناسان در باره توزیع درآمد است وآنها را
در مقام کارشناسی برگزیده تا اظهار نظر نمایند، از متوسط هزینههای
اعلام شده کمتر است! و منتقدین توجه نداشتند.
در آنجا عرض کردم که بالاخره اگر نشود از این طرح دهک درآمدی
استخراج کرد میشود چند خوشه با شمار کمتر از 10 استخراج نمود. ما
که قصد استخراج صدک نداریم! البته هرچه اطلاعات صحیح تر و دقیقتر
باشند استخراج خوشههای ریزتر و بیشتر امکانپذیرتر خواهد بود.
بعلاوه دولت بخوبی پیشبینی کرده که در مقطع اولیه طرح امکان
اختتام تولید اطلاعات نیست و باید به مرور زمان اطلاعات تصحیح
وتکمیل شوند و لذا پیشبینی شده در اردیبهشت سال آینده
پایگاههایی کار تکمیل و تصحیح اطلاعات را ادامه دهند.
در مدلی که توسط مرکز محترم آمار اعلام شده با استناد به چند قلم
از اطلاعات دارایی و هزینه به ملاکی جهت تعیین خوشهها رسیده اند.
البته پس از اعلام نتایج آن مدل دبیر محترم کارگروه طرح تحول
اقتصادی غیر نهایی بودن آن مدل را اعلام کردند.
دراینجا در جهت هرچه بهینهسازی تعیین و تعریف خوشهها نکاتی
درباره تعامل متقابل هزینه ودرآمد و نقش آن در ابعاد مدل خوشهسازی
بطور خلاصه ذکر کرد.
1- اولاً باید توجه شود که تعیین خوشه نباید تابع بی قید و شرط
هزینهها شود زیرا نقض غرض خواهد بود. هدف طرح هدفمندسازی
یارانهها اصلاح الگوی مصرف است لذا تبعیت از الگوی مصرف کنونی به
منزله تأیید الگوی فعلی و خلاف هدف طرح میشود.
2- همینطور تعیین خوشهها نیز نباید تابع بی قید وشرط درآمدها
باشند زیرا اولاً بخشی از درآمدها جزء پنهان اطلاعات هستند.
ثانیاً دراین گزینه برد واقعی با برخی است که در چارچوب نظام
پرداختهای رسمی جا ندارند ولذا فیش حقوقی وجود ندارد که برای نظام
ثبت اطلاعات قابل راست نمایی باشد. دراین گروه برد با آنهایی است
که درآمد بالای پنهانی دارند.
3- برخی از
هزینهها از نوع هزینههای غیر تجملی و اجباری هستند. مثلاً افرادی
که درآمد بالایی دارند ولی از بیماری خاصی رنج می برند واین بیماری
هزینه مستمر وسنگینی را بر خانواده تحمیل میکند تا اندازهای که
بخش اعظم درآمد خانوار را هدر میدهد.
دراین حالت اگر هزینهها ملاک قضاوت قرار نگیرند این خانوار را
در خوشه 3 جای میدهد در حالی کهاین خانواده حقیقتاً بهرغم درآمد
بالا، بخاطر هزینه سنگین درمان در خوشه اول جای میگیرد.
4- برخی دیگر از
هزینهها نیز هستند که از نوع هزینه مشارکت در اقتصاد ملی و عدم
استفاده از یارانههای پنهان دولتی محسوب میشوند. بطور مثال کسانی
که هزینه تحصیل فرزندان خود را در مدارس غیر انتفاعی میپردازند
عملاً از یارانه تحصیل استفاده نمیکنند. اگر توجه شود این دسته
از هزینهها نیز سنگین و قابل توجه هستند زیرا تحصیلات در مدارس
دولتی رایگان و با یارانه دولت صورت میگیرد.
اگر تفاوت کیفیت
و بهرهمندی لحاظ شود حداقل باید حدود نصفاین هزینهها بهعنوان
هزینه مشارکت و تخفیف به هزینههای یارانه دولت محاسبه شود و وزن
درآمدی خانوار به ازای آنها پائین بیاید.
5- برخی از اقلام
دارایی مانند مسکن بزرگ ممکن است نمادی از کف بالای بضاعت مالی و
از نوع سرمایه انباشته باشند ولی باید توجه شود کهاین مسکن تک از
نوع سرمایه مولد نیست که ملاک برخورداری درآمدی تلقی شود.
مسکن هر چه باشد محل سکونت شده و نه تنها مولد نیست بلکه هزینه بر
نیز میشود. البته مسکن دوم را شاید بتوان به شرط مولد بودن در
دسته سرمایه مولد جای داد.لذا باید دقت شود سرمایههای مولد متغیر
مؤثر در درآمد هستند.
6- موارد دیگری
وجود دارد که دراین اجمال جای ندارند ولی حتماً باید در بهینه
سازی مدل تعیین خوشه مورد توجه قرار گرفته و به تدریج در اصلاح و
بهسازی و تکامل مدل استفاده شوند. خوشبختانه کار گروه محترم تحول
اقتصادی نشان داده از بضاعت علمی و سعه صدر خوبی برخوردار است.
|